پس از تجمع 22 خرداد 85 در ميدان هفت تيرگروهي از فعالان جنبش زنان بر آن شدند در راستاي تحقق اهدافي كه در قطعنامه تجمع بيان شده بود حركتي جمعي و هدفمند را در قالب كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز در دستور كار خود قرار دهند ، و كمپين شكل گرفت از "من" هايي كه مي خواستند "ما" گردند تا بتوانند دردهاي مشتركشان را فرياد زنند كمپين صداي نسلهايي است كه بارها و بارها شاهد تبعيض و ظلم قانون بوده اند .
فريادي از ديروز تا حال است براي برداشتن قوانين تبعيض آميز، فراخواني اجتماعي، آينه اي از زندگي "من"،" تو"،" او" كه مي خواهيم جنس دوم شنا خته نشويم، مي خواهيم "من" باشيم، حق انتخاب زندگي تصميم گيري داشته باشيم و در ترازوي عدالتي كه نا برابر بوده و هست برابر گرديم . كمپن صداي تمام زنان مردان خواهران و برادراني است كه حمايتم مي كنند تا ديگر نصف حساب نشوم و نا قص العقل نا ميده نگردم تا بتوانم باشم زندگي كنم با پشتوانه قانوني كه اين بار حمايتم مي كند نه در برابرم . تا انگاه طعم شيرين آزادي را احساس كنم
كمپين آرزوي گمشده مادر بزرگي است كه براي تحقق آن بيانيه را انگشت مي زند و نگرش پدر بزرگي كه براي من و دوستانم آرزوي موفقيت مي كند كمپين يعني زندگي
هر امضا دنيايي از درد و رنج است و اشتياقي براي تغيير آنها كمپين صداهاي خاموشي است كه مي خواهند سد ديرينه سكوت را بشكنند و بگويند تغيير براي زندگي تغيير براي رفع تبعيض براي رفع نگاهي جنسيتي
يا ساده تر براي اينكه من هم يك انسانم